Telefonnummer : 09364802388
  1. Home
  2. /
  3. گپ موسیقایی
  4. /
  5. تئودور آدورنو، موسیقی‌شناس منتقد

تئودور آدورنو، موسیقی‌شناس منتقد

تئودور آدورنو، موسیقی‌شناس منتقد

اندیشه‌هایی از تئودور آدورنو، فیلسوف مکتب فرانکفورت در مورد موسیقی

نوشته‌ی: رضا باجلان، نوازنده و آهنگساز | 3 مرداد 1404

آدورنو نگاهی نسبتاً خصمانه به موسیقی و روند ساکن و مطرود آن در دوره‌های گذشته به‌خصوص تئوکلاسیسیسم و رمانتیک و در برخی موارد موسیقی در رویکرد مدرنیته از منظر جایگاه و تأثیر آن بر عوامل اجتماعی داشت. و همانند ماکس وبر که موسیقی را ملزم به عقلانی شدن پایه‌های جامعه می‌دانست هم‌سو و هم‌نظر بود.

آدورنو پیانیستی ماهر و از طرفداران موسیقی آتونال که بسط و گسترش و حرکت جدی آن با آرنولد شوئنبرگ و آلبان برگ شکل گرفته بود را دنبال می‌کرد، و رشد این علاقه که آزادی فرم را به همراه داشت را می‌توان در سیر مطالعات او مشاهده کرد؛ از عنوانی به نام مالر کالبدشناسی موسیقی تا مقاله‌های دیگرش در 1930 و حضور او در مکتب فرانکفورت.

او در مقایسه با دیگر همکارانش از جمله ماکس هورکهایمر، هربرت مارکوزه، والتر بنیامین و … تفکرات مهمتری نسبت به جامعه‌شناسی هنر داشت. او منتقد و خواهان رویکرد جدید موسیقی و فلسفه در اجتماع بود که مقدار زیادی هم از بدبینی‌های فلسفی آدورنو را می‌توان ترک او از آلمان به آمریکا به خاطر فشار فاشیست دانست.

آدورنو نوشتن مقالات موسیقی را از جوانی آغاز کرده بود و در ادامه زیست خود کتاب‌های ارزشمندی را در مورد موسیقی نوشته بود. او همچنین به ساخت موسیقی روی آورده بود و آثار آتونال او یک کوارتت زهی و … براساس شعرهایی از کافکا و گئورکه را در پرونده موسیقی خود داشت.

دیدگاه صریح او در موسیقی مبارزه با صنعت فرهنگ، بت‌وارگی موسیقی، آگاهی دروغین و تلقی نادرست از مدرنیته بود. از بزرگترین دغدغه‌های آدورنو دید زبانی او به موسیقی بود و صرفاً از آن به عنوان پدیده‌ی اجتماعی نام نمی‎‌برد، بلکه از آن به عنوان پایه‌های محکم برای به دست آوردن حرفی تازه و دادن معنا به باقی پایه‌ها و روان انسانی توجه داشت.

برای او استراوینسکی نوعی ارتجاع و شوئنبرگ، پیشرفت را معنی می‌داد. او در موسیقی منتقد ایئولوژی و خواستار واقعیت بود. از نقدهای اساسی او نبود تغییر در فرم و محتوایی‌ است که آگاه یا ناخودآگاه با سرمایه دوستی می‌کند و منجر به فاشیسم می‌شود، تا جایی که آدورنو واگنر را در برخی از موارد به روند و کمک به فاشیسم متهم می‌کند.

تبیین فلسفه موسیقی برای آدورنو شکلی از تربیت بر اساس یافته‌های او دارد و نقد اجتماعی او از عدم این تغییر و نبود تربیت حتی شنیداری سرآغاز اندیشه‌های او در موسیقی می‌باشد، زیرا او موسیقی را پدیده‌ای که دارای سرگرمی ویژه‌ای باشد نمی‌داند، بلکه برای او ویژگی زبانی موسیقی کارکردی به سمت رهایی انسان از سلطه‌ی فرهنگ‌های ارتجاعی را دارا می‌باشد.

آثار مکتوب آدورنو در موسیقی از جدی‌ترین موضوعات راجع به عدم تربیت زیبایی‌شناختی به جامعه و ختم آن به سرخوردگی انسان در بزرگ‌ترین شکل از تاریخ و اجتماع فرهنگی در قرن بیستم را تعریف می‌کند و آن را ابزاری به شدت قوی در ساخت و هویت در جوامع بشری منی‌داند.  او موسیقی عامه‌پسند را نوعی از موسیقی معرفی می‌کند که شخصیتی ابژکتیو دارد و روندهای غیرارادی جامعه را دنبال می‌کند و به صنعت فرهنگ یا بت‌وارگی ختم می‌شود.

از نظر آدورنو بت‌وارگی موسیقی حاصل روش‌ها و امکان‌های مبادله و تبدیل شدن آن به بنگاه‌های اقتصادی می‌باشد. او در مقابل این شرایط وظیفه موسیقی را منتقد جامعه تجلی انسان در تعارضات و نا‌به‌سامانی زندگی اجتماعی می‌داند.

آدورنو در سال 1969 از دنیا رفت.

 

تئودور آدورنو، موسیقی‌شناس منتقد

تئودور آدورنو، موسیقی‌شناس منتقد

آنچه در این مطلب میخوانید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *